محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

283

تحفه خانى ( فارسى )

و كدوى تر و شيرهء بادام شيرين و اسفاناخ و برگ خرفه . و گاهى سبب حدوث تشنج بسبب نيش زدن عقرب است و علاج درين مقام خوردن ترياق اربعه است جلّاب قند و غذا درين مقام نخودآبست و گاهى حدوث تشنج سبب قرحه حاره است كه بر عصب واقع شده است و علاج او علاج قرحه است و اصلاح حال او و گاهى حدوث تشنج سبب حصول كرمهاست در معده و امعا و علاج قتل و اخراج كرم است بادويه كه مخصوص اوست مثل شيح و ترمس كه باقلاى شامى است و سرخس و تربد سفيد و سقط و قنبيل و حب النيل و امثال اينها آنچه در ادويه در اخراج كرم متعين شده است و تمدد كز از هركدام نوعى از تشنج است غايتش تمدد و تشنج عارض مر عصب راست از جانبين و كز از تشنج عارض مر عضلات ترقوه است . [ 109 ] مقاله در بيان لقوه و لقوه را چنين تعريف كرده‌اند كه اللقوة علته آلية تحدث بغتته فى عضلات الوجه و العين و تحدث اعوجاجا فى الوجه و لا يمكن تغميض احد عينيه و اذا نفخ فى فيه يخرج من شق واحد يعنى اين علت موجب كجى رو مىشود بواسطه عروض او عضلات وجه را و اگر باد در دهن صاحب لقوه بدمند از يك شق بيرون مىرود و سبب او خلط بارد غليظ بلغمى است كه موجب انسداد مجارى عصب حس و حركت است بجانب فكّين و اين موجب ابطال مضغ و چاويدن لقمه است و علامت او بطلان و يا نقصان افعال مطلوبه است از عضو كه اين علت عارض او شده است و علاج او علاج فالجست و استعمال غراغر بايارج فيقرا و ماء العسل و پوست بيخ كبر و اندكى از بوره و سعوط بروغن مرزنجوش يا زهره كلنگ و استعمال حقنه حاره مذكوره